حكيم ميسرى

پيشگفتار 28

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

و نيز رجوع كنيد به بيت‌هاى : ( 1775 ) و ( 4171 ) . 14 - قرار دادن حرف « ز » ميان حرف اضافهء « با » و ضماير « او - آن - اين » : مر او را جستن دل بود بسيار * كه بسيارى ابازو نيست هشيار ( 2928 ) دلش ميرِ تنست و معدن جان * و مغزش چون وزيرى عقل‌بازان ( 150 ) و گر وى را طبيعت نرم باشد * ابازينش مجسّه گرم باشد ( 2044 ) و نگاه كنيد به بيت‌هاى : ( 1577 ) و ( 1580 ) و ( 1844 ) . 15 - به كار بردن كلمهء « فالج » كه امروزه به صورت « فلج » به كار مىبرند : خدر گر غلبه دارد فالج آرد * تن مردم به ناكارى سپارد ( 302 ) و رجوع كنيد به بيت‌هاى : ( 517 ) و ( 527 ) و ( 534 ) و ( 565 ) . 16 - به كار بردن : ابا ، ابى ، ابر بجاى « با » « بى » « بر » : سرشتش خوى نيك و سازگارى * ابا ياران هميشه نيك يارى ( 138 ) خدايى رازدان و رازدارست * ابى دستور و بىانباز و يارست ( 30 ) و ليكن چشم وى بينى گشاده * ابر جاى دو چشمش ايستاده ( 878 ) و نيز نگاه كنيد به بيت‌هاى : ( 1635 ) و ( 2220 ) و ( 1207 ) و ( 34 ) و ( 615 ) و ( 643 ) و ( 884 ) و ( 859 ) و ( 4071 ) و ( 2305 ) . 17 - استعمال كلمهء « پاك » در معنى قيدى : بگرماوه درش بايد نشستن * همه تن پاك اندودن بروغن ( 3433 ) و رجوع كنيد به بيت‌هاى : ( 2413 ) و ( 2482 ) .